تبلیغات
یار خدا - آیا شهربانو همسر امام حسین(ع) و مادر علی بن حسین(ع)(امام سجاد است؟
 
یار خدا
ز گهواره تا گور دانش بجوی

آیا شهربانو همسر امام حسین(ع) و مادر علی بن حسین(ع)(امام سجاد است؟

 بحث فراوانی است و ما این بحث را تقدیم شما می نماییم:

برای مطالعه ادامه مطلب را فشار دهید

شهربانو همسر امام حسین

مشهور آنست که وی دختر یزدگرد پادشاه ایران بوده است و برخی از مورخان معاصر گفته اند نوه ی یزدگرد بوده است که در خلافت عمربن خطاب اسیر شد و به نکاح امام حسین درآمد و امام زین العابدین از او متولد شد.

محمد بن جریر طبری در تاریخ خود گوید : هنگامی که اسیران فارس را به مدینه آوردند عمر خواست زنان آنها را بفروشد علی بن ابی طالب امد و گفت : از پیامبر شنیدم که فرمود : بزرگ هر قومی را گرامی دارید.عمر گفت : آری من نیز این را از پیامبر شنیده بودم که فرمود بزرگ هر قومی را گرامی دارید حتی اگر مخالف شما باشند. علی (ع) گفت: پس شایسته باشد که آنها را آزاد نمایی. حاضران از مهاجرین وانصار همه گفتند : ما حق خویش را از اینها به تو بخشیدیم. حضرت علی فرمود: من نیز آنها را آزاد ساختم . در این حال عده ای از آنان (مهاجرین و انصار) به ازدواج با آنها اظهار تمایل نمودند. حضرت علی فرمود: این امر به اختیار خود آنها موکول است. پس دستور داد (مانند بانوان) انها را به پشت پرده ببرند. و ابتدا علی از آنها پرسید آیا به ازدواج مایلید؟ آنها سکوت اختیار کردند و چیزی نگفتند. علی گفت: این نشانه رضایت آنهاست. آنگاه حضرت خواستگاران را به شهربانو عرضه نمودند و شهربانو به دست خود به حسین بن علی اشاره نمود بار دوم نیز عرضه کردند بازهم شهربانو به آن جناب اشاره کرد. در این حال حذیقه خطبه عقد را ادا کرد و علی (ع) از نامش پرسید گفت: شاهزنان دختر کسرایم. فرمود: تو شهربانو هستی و خواهرت مروارید نام دارد. شهربانو به فارسی گفت :آری

(بحارالانوار ج 56-100)

در مورد شهربانو ‏دختر یزدگرد سوم و همسر امام حسین علیه السلام سوال: آیا شهربانو دختر یزدگرد سوّم مادر امام سجاد علیه السلام است؟

بوده؟ و در سرزمین كربلا حضور داشته؟ و فرار او به سمت ایران به دستور امام حسین(علیه السلام) و مدفون شدنش در آرامگاهى كه هم‏اكنون در تهران به بى‏بى ‏شهربانو شهرت دارد، صحیح است؟ پاسخ اودر بعضى از نوشته‏ هاى متأخّر- كه به خیال خود ار تاریخ‏هاى معتبر نقل قول كرده- چنین آمده است: «در برخى از كتب معتبر تاریخى چنین آمده كه: شهربانویه- كه در كربلا حضور داشت و مادر فاطمه همسر قاسم بود- به سفارش امام حسین (ع) سوار بر اسب امام (ع) شده تا او را به سرزمین سرنوشت برساند و او به اذن خدا در ساعتى به رى رسید و در كوهى از آن سامان و در نزدیكى مقبره سیدعبدالعظیم حسنى مدفون شد و همان‏ جا چنین آمده است: «در میان مردم چنین شهرت دارد كه در قله كوه چیزى شبیه تكّه‏اى از روپوش زن دیده مى‏شود كه هیچ مردى نمى‏تواند به آن نزدیك شود. زن آبستنى كه در شكم فرزند پسرى داشته باشد، نیز توان نزدیك شدن به آن را ندارد و نیز چنین شایع شده است: او هنگامى كه به رى رسید، خواست از هو» خداوند یارى بخواهد، اما اشتباها به جاى هو لفظ  كوه را به زبان آورد و همان‏جا كوه او را دریافت و در شكم خود پنهان كرد شاید در نظر برخى ساختگى بودن این افسانه‏ها و نیز عدم حضور مادر امام سجاد (ع) در كربلا، امرى واضح بوده و نیاز به بحث و تحقیق ندارد اما از آنجا كه درباره او مطالب فراوانى در میان مردم و حتى در میان قشر فرهیخته شایع است، به بحث درباره او مى‏پردازیم. براى روشن‏تر شدن بحث توجه شما را به مطالب زیر جلب مى‏كنیم. مادر امام سجاد با رجوع به منابع مختلف شیعه و سنى درمى‏یابیم كه از میان ائمه شیعى بیشترین اختلاف درباره نام مادر امام سجاد (ع) وجود دارد تا جایى‏كه برخى از محققان با استفاده از منابع مختلف چهارده نام و برخى دیگر تا شانزده نام براى مادر آن حضرت (ع) ذكر كرده‏اند مجموع این نام‏ها چنین است شهربانو، شهربانویه، شاه زنان، جهان شاه، شه زنان، شهرناز، جهان بانویه، خولة،  برّة، سلافة، غزالة،   سلامة، حرار، مریم، فاطمة، شهربان.با آنكه در منابع تاریخى اهل سنّت بر روى نام‏هایى چون سلافة، سلامة، غزاله بیشتر مانور داده شده است، اما در منابع شیعى و به خصوص منابع روایى آنها، نام شهربانو بیشتر مشهور شده است. بنا به نوشته برخى از محققان ولین بار این نام در كتاب هبائر الدرجات محمد بن حسن صفار قمى متوفى 290 دیده شده است. بعدها محدّث معروف شیعى یعنى كلینى 329 روایت همین كتاب را در كتاب كافى آورد. بقیه منابع یا از این دو منبع بهره گرفته و یا آنكه روایاتى ضعیف و بدون سند معتبر را در نوشته‏هاى خود آورده‏اند در این روایت چنین آمده است: چون دختر یزدگرد را نزد عمر آوردند، دوشیزگان مدینه براى تماشاى او سر مى‏كشیدند و چون وارد مسجد شد، مسجد از پرتوش درخشان گشت. عمر به او نگریست، دختر رخسار خود را پوشید و گفت: اف بیروج بادا هرمز واى، روزگار هرمز سیاه شد عمر گفت: این دختر مرا ناسزا مى‏گوید و بدو متوجه شد امیرالمؤمنین (ع) به عمر فرمود: تو این حق را ندارى، به او اختیار ده كه خودش مردى از مسلمانان را انتخاب كند و در سهم غنیمتش حساب كن. عمر به او اختیار داد. دختر بیامد و دست خود را روى سر حسین (ع) گذاشت. امیرالمؤمنین على (ع) به او فرمود: نام تو چیست؟ گفت: جهان شاه. حضرت فرمود: بلكه شهربانویه باشد. سپس به حسین (ع) فرمود: اى اباعبدالله از این دختر بهترین شخص روى زمین براى تو متولد مى‏شود و على بن الحسین (ع) از او متولد گشت. آن حضرت را ابن الخیرتین (پسر دو برگزیده مى‏گفتند زیرا برگزیده خدا از عرب هاشم بود و از عجم فارسى این روایت از دو جهت سند و متن محل بحث واقع شده است. از جهت سند در آن افرادى مانند ابراهیم بن اسحاق احمر و عمرو بن شمر وجود دارند كه متهم به غلو شده و از سوى رجالیون شیعه مورد تأیید واقع نشده‏اند اما از جهت متن اشكالات زیر بیان شده است اسارت دخترى از یزدگرد، به شدّت محل تردید است اسارت چنین دخترى در زمان عمر و به ازدواج امام حسین (ع) درآمدن در این زمان نیز غیرقابل قبول است در هیچ‏ یك از منابع معتبر شیعى به جز این روایت، لقبى با عنوان ابن الخیرتین براى امام سجاد (ع) نقل نشده است آیا در اینجا نمى‏توان نوعى ایرانى‏گرى افراطى را دید كه به خیال خود به جهت پیوند خوردن نسل ساسانیان با نسل پیامبر (ص) در امام سجاد (ع)، خواسته‏اند آن حضرت (ع) را به عنوان خیر اهل الارض معرفى كنند؟ این‏گونه نقدها بر گزارش‏هاى حاوى نام شهربانو باعث مى‏شود تا این گزارش‏ها را از ساحت ائمه (ع) به دور و آن را ساخته دست حدیث‏پردازان بدانیم و نام شهربانو را براى مادر آن حضرت(ع) نفى كنیم درباره نسب مادر امام سجاد (ع) نیز منابع متقدم تاریخى و روایى دچار اختلاف گشته‏اند. برخى مانند یعقوبى متوفى 281 ق محمد بن حسن قمى كلینى متوفى 329 ق، محمد بن حسن صفار قمى متوفى 290 ق، شیخ صدوق متوفى 381 ق و شیخ مفید متوفى 413 ق او را دختر یزدگرد دانسته‏اند، هر چند در نام او اتفاق نظر ندارند این نسب تقریباً در میان منابع متأخر به عنوان یك شهرت فراگیر جاى خود را باز كرده است به گونه‏اى كه میدان اظهار وجود براى دیدگاه‏هاى مخالف نگذاشته است. در مقابل این قول، برخى از منابع متقدم و متأخر دیدگاه‏هاى دیگرى مانند سیستانى بودن، سندى بودن، كابلى بودن او را متذكر شده و بسیارى از منابع بدون ذكر محل اسارت او، تنها با عنوان امّ ولد كنیز صاحب فرزند از او یاد كرده‏اند برخى نام‏هاى بزرگان ایرانى همچون سبحان، سنجان، نوشجان و شیرویه را به عنوان پدر او ذكر كرده‏اند. براى نقد و بررسى این نسب نمى‏توانیم به بحث‏هاى سندى این گزارش‏ها تكیه كنیم زیرا هیچ‏ یك از اقوال داراى سند مستحكمى نیست. علاوه بر آنكه بیشتر كتاب‏هاى تاریخى همانند تاریخ یعقوبى، مطالب خود را بدون ذكر اسناد نقل مى‏كنند بنابراین باید فقط از راه محتوا به بررسى آنها پرداخت كه در این راستا اشكالات زیر خود را نشان مى‏دهد مهم‏ترین اشكال اختلاف این گزارش‏ها در ذكر نام او است كه منابع مختلف پیش گفته اسامى گوناگونى همانند حرار، شهربانو، سلاخه، غزاله براى او نقل كرده‏اند. و این نشان مى‏دهد كه این مطالب، سازندگان مختلف با انگیزه‏هاى یكسانى داشته است كه همان تعصب ایرانى‏گرى وارتباط دادن میان ایرانیان و امامان(ع) از راه نسب بوده است تا به خیال خود فره ایزدى و تخمه شاهى را از ساسانیان به امامان شیعه منتقل سازند اختلاف این گزارش‏ها در زمان اسارت او نیز یكى دیگر از اشكالات است كه برخى آن را در زمان عمر، برخى دیگر در زمان عثمان و برخى مانند شیخ مفید آن را در زمان خلافت حضرت على(ع) دانسته‏اند. اصولًا كتبى مانند تاریخ طبرى و الكامل ابن اثیر كه به صورت سال‏شمار جنگ‏هاى مسلمانان با ایرانیان را تعقیب كرده و مسیر فرار یزدگرد را به شهرهاى مختلف ایران نشان داده‏اند، در هیچ موردى به ذكر اسارت فرزندان او نمى‏پردازند با آنكه این مسأله، بسیار مهم‏تر از حوادث جزئى است كه به آنها اشاره شده است. این نكته جعلى بودن گزارش اسارت دختران یزدگرد را تقویت مى‏كند برخى از نویسندگان متقدم همانند مسعودى، هنگام ذكر فرزندان یزدگرد سوم، دخترانى با نام‏هاى ادرك، شاهین و مردآوند براى او ذكر مى‏كنند كه اولًا با هیچ‏یك از نام‏هایى كه براى مادر امام سجاد(ع) گفته شده، هماهنگى ندارد و ثانیاً خبرى از اسارت آنها در تمام نوشته‏هاى خود به میان نمى‏آورد. از مهم‏ترین اسناد تاریخى كه مى‏توان درباره مادر امام سجاد(ع) به آن استناد كرد، نامه‏هاى منصور به محمد بن عبدالله معروف به نفس زكیه است كه رهبرى مخالفان علوى و طالبى اولاد ابوطالب را در مدینه بر عهده داشت و همیشه میان او و منصور نزاع و درگیرى بود در یكى از این نامه‏ها كه منصور قصد ردّ ادعاهاى محمد مبنى بر افتخاریه نسب خود را داده چنین مى‏نگارد: ما ولد فیكم بعد وفاة رسول الله(ص) افضل من على بن الحسین و هو لام ولد یعنى، بعد از رحلت پیامبر خدا(ص) در میان شما شخصیتى برتر از على بن حسین امام سجاد(ع) ظهور نكرده، در حالى‏كه او فرزند ام ولد كنیز داراى فرزند بود جالب آن است كه هیچ اعتراضى- نه از سوى محمد و نه از سوى دیگران- به این فقره شنیده نمى‏شود كه على بن حسین(ع) فرزند كنیز نبود بلكه فرزند شاهزاده‏اى ایرانى بود در حالى‏كه اگر این داستان واقعیت داشت، حتماً محمد بن عبدالله براى پاسخ دادن، به آن استناد مى‏كرد مجموعه این قرینه‏ها ما را به این نتیجه مى‏رساند كه دست جعل در ساختن مادرى ایرانى با این اوصاف براى امام سجاد(ع) دخالت داشته و عمداً دیدگاه‏هاى دیگر درباره مادر آن حضرت(ع)- بویژه دیدگاه‏هایى كه او را از كنیزكان بلاد دیگر همانند سند مى‏داند- نادیده گرفته است. در حالى‏كه تا قبل از اواخر قرن سوم بیشتر ناقلان، او را از كنیزان سند یا كابل مى‏دانستند.

تدوین کننده: سید علی جان غازی

                gabrielmmj.blogfa.com      منابع:     www.tarikheslam.com      



نوع مطلب : معصومین(ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
جمعه 3 آذر 1391 04:56 ب.ظ
من هم نظر اقای ریسی را تاییدمیکنم مشت نشانه ی خروار است
سه شنبه 23 آذر 1389 09:45 ق.ظ
حضرت اجل که خودت را علم کل دانسته ای

ام ولد یعنی مادر پسر نه کنیز پسر
علی هادی الله یارزادهاگر می خواهی به این آدرس بیا جوابت را خوب می دهم alijon_ala@yahoo.com
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی