تبلیغات
یار خدا - انتخاب به مقام رهبرى
 
یار خدا
ز گهواره تا گور دانش بجوی

لقمان حکیم

لقمان حكیم كه شخصى سیاه چهره از مردم سودان مصر بود ولى با وجود چهره سیاه و نازیبا ، دلى روشن و روحى باصفا داشت .

آن بزرگ مرد به خاطر درستى در زندگى و اخلاق پسندیده لیاقت آراسته شدن به لباس حكمت یافت ، تا به هنگام یك نیم روز كه مردم به خاطر استراحت از حرارت هوا به خواب رفته بودند دسته اى از فرشتگان به دستور حضرت حق او را ندا دادند :



آیا دوست دارى كه خداوندت در زمین به منصب پیامبرى برگزیند تا در اختلافات مردم به قضاوت برخیزى ، و از پریشانى زندگى آنان را سر و سامان بخشى ؟

جواب گفت : هرگاه خداوندم به قبول این برنامه مأمور سازد پیروى مى كنم ، زیرا یقین دارم كه هر گاه مأمور به این كار شوم از لطف و عنایتش و كمك و یاریش بهره مند خواهم شد ، اما اگر مرا در رد و قبول آن مختار سازد راه عافیت خواهم گزید و از این مسئولیت بزرگ احتراز خواهم كرد .

ملائكه سرّ قبول نكردن این مقام را از او خواستند ، گفت : حكومت میان مردم كارى بس دشوار و راهى سخت و پیچیده به انواع بلاهاست ، و هر كه این وظیفه را به عهده گیرد هر گاه در برنامه ها به حق حكم كند از زیان برهد ، و اگر به لغزش

افتد از سعادت محروم شود ، خوارى و گمنامى دنیا در برابر سربلندى آخرت قابل جبران است ، ولى كسى كه جاه و مقام دنیا را مقصود خود گرداند دنیا و آخرت هر دو را خواهد باخت ، زیرا عزت دنیا از دست خواهد رفت و به عزت و نعمت آخرت هم نخواهد رسید .

فرشتگان چون سخن او را شنیدند بر درایت و عقل او آفرین گفتند و خداى بزرگ منطق او را پسندید تا چون شب رسید ، سرچشمه حكمت را از درون جان آن مرد روان كرد ، چون از آن رؤیا دیده گشود ، آثار حكمت را در سراسر عالم جلوه گر دید ، و سرمایه هاى حكمت به صورت نصیحت و دستور زندگى به انتخاب به مقام رهبرى   

زبانش جارى گشت .

عللى كه سبب برگزیده شدن او به مقام حكمت و رهبرى شد ، در كتب بزرگ و قابل توجه چنین آمده :

از ابتداى زندگى به آیین راستى سخن مى گفت ، و در ردّ امانت مردم دقت كامل داشت ، در برنامه هایى كه مربوط به او نبود دخالت نمى كرد ، دیده از حرام فرو مى بست ، و زبان از گفتن سخنان بیهوده نگاه مى داشت ، در امر زندگى مراعات اقتصاد مى كرد ، و در مقام فرمان بردن از امر الهى نیرومند و قوى بود ، مغزى متفكر داشت ، و اكثر اوقات را به تأمل و اندیشه مى گذراند ، از حوادث جهان عبرت مى گرفت ، و براى صفا دادن جان تجربه مى اندوخت . در نتیجه روحى آرام داشت ، و در ساعات روز دیدگان تسلیم خواب نمى كرد ، هرگز او را در برنامه خلاف انسانیت ندیدند ، از خنده و استهزا نسبت به دیگران پرهیز داشت ، عقل را محكوم هواى نفس نمى كرد ، از كامیابى در برنامه هاى دنیا مغرور نمى شد ، و در آن امور به خود غصه و اندوه و غم راه نمى داد ، در صبر و شكیبایى به اندازه اى توانا بود كه چند فرزندش پیش چشمش جان دادند و او از سر جزع و زبونى دیدگان را بسرشگ نیالود در اصلاح امور خلق كوششى بسزا

داشت ، و هرگاه دو نفر را در حال دعوا و جدال مى دید در آشتى دادن آنان سعى بلیغ مى كرد ، هر زمان كه سخن سودمندى از كسى مى شنید تا به مأخذ آن آگاه نمى شد از تحقیق فرو نمى نشست ، بیشتر اوقات خود را به معاشرت و مجالست با فقها و حكما و قضات و پادشاهان مى گذاشت ، بر نخوت شاهان كه شیفته قدرت زودگذر شده بودند به دیده شفقت مى نگریست(1) .

من در این بخش به توضیح و ترجمه صفات عالى روحى آن حكیم بزرگ الهى پرداخته و از خداى مهربان مى خواهم كه همه ما را به زیور آن برنامه هاى سعادت بخش بیاراید ، صفاتى كه در صفحه قبل خواندید و لقمان بزرگوار به آنها آراسته بود به طور تقریب در عناوین زیر خلاصه مى گردد :

1 ـ راستى در گفتار .

2 ـ اداى امانت .

3 ـ عدم دخالت بیجا .

4 ـ فرو بستن دیده از حرام .

5 ـ اقتصاد در شئون زندگى .

6 ـ عبودیت و بندگى .

7 ـ مغز متفكر .

8 ـ عبرت گرفتن از تاریخ .

9 ـ عدم غرور .

10 ـ صبر و استقامت .

11 ـ اصلاح امور خلق .

12 ـ معاشرت صحیح .

ــــــــــــــــــــــــــــ
(1) بحار جدید : ج 13 ، ص 409 . تفسیر على بن ابراهیم : ج 2 ، ص 161 . كشف الاسرار : ج 7 ، ص 489 . المیزان بنقل از مجمع البیان : ج 16 ، ص 233 .


نوع مطلب : اولباء خدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی