تبلیغات
یار خدا - سیماى پیامبر اكرم (ص)
 
یار خدا
ز گهواره تا گور دانش بجوی

سیماى پیامبر اكرم (ص) در آیینه وحى

تولد پربركت ‏حضرت خاتم الانبیا صلى الله علیه وآله كه بنا به اعتقاد علماى امامیه در17ربیع الاول سال 570 میلادى و مطابق با سال عام الفیل به وقوع پیوست، آغاز تولدى نوین و روز اعطاى مدال سعادت و رستگارى از سوى حضرت حق براى جامعه بشریت مى‏باشد. در آن روز نوزادى به این عالم خاكى قدم نهاد كه بعد از چهل سال از سوى خداوند به عنوان آموزگار وحى و مربى برترین فرهنگ زیستن به اهل جهان معرفى گردید. مقارن این ولادت پر بركت در صحنه گیتى آثار شگفت‏انگیز و اسرارآمیزى رخ داد كه هشدارى براى حاكمان و زور مداران تاریخ به حساب آمد .


فرو ریختن چهارده كنگره در ایوان كسرى، خاموش شدن آتشكده فارس، جاری شدن آب در وادى سماوه بعد از سال هاى طولانى خشكى، سرنگون شدن بتها در مكه و سایر نقاط عالم، خشك شدن دریاچه ساوه، پرتوافشانى نورى از وجود آن گرامى در آفاق آسمان ها و خواب هاى وحشتناك انوشیروان و موبدان، از جمله علائم خارق العاده و از نشانه‏هاى هشدار دهنده‏اى بود كه مقارن تولد پیامبر خاتم‏ صلى الله علیه وآله در جهان حادث شد كه در منابع معتبر تاریخى و جوامع مورد اعتماد حدیثى از آنها یاد شده است .

در مورد زندگى، سیره و سخن و خُلق و خوى آن وجود گرامى آثار و مجموعه‏هاى ارزشمندى از سوى دانشمندان و محققین پدید آمده كه هر یك به نوبه خود قابل تحسین و تقدیر است. السیرة ‏النبویه: ابن هشام، السیرة النبویه: ابن كثیر، حیاة النبى و سیرته، سیرة المصطفى: عبدالزهرا عثمان محمد، سیرة المصطفى: هاشم معروف الحسنى، الصحیح من سیرة النبى الاعظم، نهایة المسئول فى روایة الرسول، سیرى در سیره نبوى، فروغ ابدیت، شرف النبى و حیاة القلوب، ج‏2، برخى از این مجموعه‏هاى نبوى مى‏باشند كه هر كدام با سلیقه خاص مؤلف و از زوایاى مختلفى به بررسى ابعاد زندگى و سیره آن حضرت پرداخته‏اند.

در این نوشتار سعى شده در حد وسع، خلق و خوى حضرتش در پرتو آیات وحیانى قرآن بررسى شود، تا به این وسیله جان و دل خود را با آیات نور روشنایى بخشیده و از صفات ستوده محمدى ‏صلى الله علیه وآله بهره ‏ور شویم، چرا كه بر این باوریم: زیباترین و كامل ترین سیماى آن گرامى را باید در آیینه كلام وحیانى پروردگار به نظاره نشست و خصلت هاى زیباى نبوت را از سرچشمه نور جستجو كرد و اگر قرار است انسان براى بهتر زیستن و به سوى سعادت ابدى رفتن به دنبال الگو و سرمشق باشد، آن را در كامل ترین و مطمئن ‏ترین منابع مى‏توان یافت كه صفحات درخشان و زرین آن در بلنداى تاریخ و در تاریكترین لحظات آن، شاهراه انسانیت را روشن نموده است . خداوند متعال فرمود: « لقد كان لكم فى رسول الله اسوة حسنة‏...»( احزاب/21) ؛ مطمئنا براى شما در[رفتار و گفتار] رسول خدا صلى الله علیه و آله سرمشق نیكو [و كاملى] مى‏باشد

نرمخویى و مهربانى

از منظر قرآن كریم یكى از شاخص ترین ویژگی هاى حضرت رسول‏ صلى الله علیه وآله، اخلاق زیبا و برخورد شفقت‏آمیز با دیگران بود. آن بزرگوار با داشتن این خصلت‏ ستودنى توانست در طول 23 سال، دل هاى بسیارى را به خود شیفته كرده و به صراط مستقیم هدایت نماید، در حالى كه هیچ قدرتى توان چنین كار شگفتى را نداشت . خداوند متعال این عامل اساسى را چنین شرح مى‏دهد:« فبما رحمة من الله لنت لهم ولو كنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولك‏»(آل عمران/159) ؛ به بركت رحمت الهى در برخورد با مردم، نرم و مهربان شدى و اگر خشن و سنگدل بودى، از اطراف تو پراكنده مى‏شدند.

اساساً آن حضرت بر این باور بود كه فلسفه بعثت ‏براى تكمیل مكارم اخلاق است و مى‏فرمود:"انما بعثت لاتمم مكارم الاخلاق" (2)؛ همانا من براى به سامان رساندن فضائل اخلاقى مبعوث شده‏ام .

ابراز محبت و مهرورزى آن حضرت نه تنها شامل دوستان و اهل ایمان مى‏شد، بلكه مخالفین آن بزرگوار نیز از اخلاق نرم و شفقت‏آمیز آن گرامى بهره ‏مند بودند و این سبب جذب آنان به سوى اسلام مى‏گردید . به همین جهت‏ خداوند متعال رسول گرامى‏اش را تحسین كرده و فرمود: « و انك لعلى خلق عظیم‏»( قلم/4) ؛ و یقیناً تو داراى اخلاق عظیم و برجسته‏اى هستى .

دلسوزى براى اهل ایمان

كسانى كه خود را وقف اصلاح جامعه كرده و براى سعادت افراد آن از هیچ كوششى فروگذار نمى‏كنند و با دلسوزى و عشق و علاقه به انجام وظایف محوله مى‏پردازند، بدون تردید جایگاه خود را در جامعه و دل هاى مردم تحكیم می بخشند و ارتباط نزدیكترى با مخاطبان خود پیدا مى‏كنند، در نتیجه مردم به آنان به دیده احترام نگریسته و به ایشان اعتماد كرده و به آسانى گفته‏ها و خواسته هایشان را مى‏پذیرند. مردم عاشق كسانى هستند كه بدون هیاهو به دنبال اصلاح جامعه و رفع گرفتاری هاى آنان باشند . اگر این دلسوزى و خدمات بى‏ریا، مخلصانه و فقط براى رضاى خداوند عالم باشد، نتیجه آن مضاعف و توفیق در كار حتمى و قطعى خواهد بود .

تو بندگى چو گدایان به شرط مزد مكن كه خواجه خود روش بنده پرورى داند

این ویژگى در رهبران الهى و پیشوایان جامعه از اهمیت ویژه‏اى برخوردار است . قرآن مجید، پیامبر گرامى اسلام را با این خصلت پسندیده معرفى كرده و مى‏فرماید: « لقد جائكم رسول من انفسكم عزیز علیه ما عنتم حریص علیكم بالمؤمنین رئوف رحیم‏» (توبه/ 128) ؛ همانا فرستاده‏اى از خود شما به سویتان آمد كه رنج هاى شما بر او سخت است و اصرار بر هدایت و راهنمایى شما دارد و نسبت‏ به مؤمنان دلسوز و مهربان است .

خداوند متعال به كسانى كه دلسوزى و مهربانى رسول اكرم ‏صلى الله علیه وآله را نوعى ساده لوحى قلمداد مى‏كردند و اغماض و چشم پوشی هاى آن وجود گرامى را در مورد افراد خطاكار، سطحى نگرى انگاشته و سخنانى ناروا در مورد پیامبر به زبان مى‏آوردند چنین مى‏فرماید: « و منهم الذین یؤذون النبى و یقولون هو اذن قل اذن خیر لكم یؤمن بالله و یؤمن للمؤمنین و رحمة للذین آمنوا منكم والذین یؤذون رسول الله لهم عذاب الیم‏»( توبه/61) ؛ از آنها كسانى هستند كه پیامبر را آزار مى‏دهند و مى گویند: او گوشى‏است . ( آدم خوش باورى است!) بگو: خوش باور بودن او به سود شماست، او به خدا ایمان دارد و [تنها] مؤمنان را تصدیق مى‏كند و براى مؤمنان شما رحمت است، اما كسانى كه رسول خدا صلى الله علیه وآله را مى‏آزارند عذاب دردناكى در پیش دارند .

دلسوزى حضرت خاتم الانبیاء به حدى بود كه گاهى از شدت غصه و ناراحتى در آستانه هلاكت قرار مى‏گرفت . رسول مكرم اسلام نه تنها از انحراف و كجروی هاى برخى از مسلمانان آزرده خاطر مى‏شد، بلكه از گمراهى و نادانى نامسلمانان نیز در رنج و عذاب بود. تا این كه خداوند متعال از دلسوزى رسول خویش چنین یاد مى‏كند: « فلعلك باخع نفسك على آثارهم ان لم یؤمنوا بهذا الحدیث اسفا»( كهف/6 )؛ گویى مى‏خواهى به خاطر اعمال [ نارواى] آنان، اگر به این گفتار ایمان نیاوردند، خود را هلاك كنى .

آشنایى با درد مردم

توفیق در مدیریت جامعه به عوامل مختلفى بستگى دارد كه یكى از مهمترین آنها آشنایى با مشكلات و گرفتاری هاى طبقات محروم اجتماع است . پیامبران الهى عموما و پیامبراسلام خصوصاً از چنین خصلت والایى برخوردار بودند . آنان خود را از مردم مى‏دانستند و هیچگونه امتیاز و تفوقى بر خویشتن نسبت ‏به سایر اقشار جامعه قائل نبودند . پیامبر اسلام‏ صلى الله علیه و آله مى‏فرمود: «انما انا بشر مثلكم‏»( فصلت/6 - كهف/110 ) ؛ همانا من هم همانند شما بشر هستم . در آیه دیگرى خداوند متعال مى‏فرماید: « لقد جائكم رسول من انفسكم‏ ...»( توبه/ 128) ؛ پیامبرى از خود شما برایتان آمده است .

افزون بر مردمى بودن، آشنایى و آگاهى و لمس واقعیت هاى پنهان جامعه از خصلت هاى بارز آن حضرت بود.

البته میان امثال پیامبر اكرم‏ صلى الله علیه وآله و كسانى كه با شعار محرومیت زدایى به عرصه‏هاى رهبرى و هدایت جوامع وارد مى‏شوند اما خود طعم تلخ محرومیت و گرفتارى را نچشیده‏اند و درك این واقعیت ها برایشان سخت و غیر ملموس است فرق زیادى وجود دارد. آنان اگر هم بخواهند در این رابطه درست عمل كنند موفق نخواهند شد، اما كسانى كه این مشكلات و محرومیت ها را از نزدیك لمس كرده‏اند، درد و رنج طبقات محروم جامعه را بهتر و راحت تر درك مى‏كنند . قرآن كریم مى‏فرماید: «الم یجدك یتیما فآوى و وجدك ضالا فهدى و وجدك عائلا فاغنى‏»( ضحى/6، 7، 8 ) ؛ آیا تو را یتیم نیافت و پناه داد؟! و تو را گمشده یافت و هدایت كرد و تو را فقیر یافت و بى ‏نیاز نمود.

حضرت خاتم الانبیاء صلى الله علیه و آله در مقابل مرفهین بى دردى كه از او مى‏خواستند از طبقات محروم فاصله بگیرد، این آیه را تلاوت مى‏كرد: « و ما انا بطارد الذین آمنوا»(هود/ 29) ؛ من هرگز مردم با ایمان را [گر چه در ظاهر محروم و بى‏چیز و نیازمند باشند] از خود دور نخواهم كرد .

آرى رسیدن به مقام نبوت اوصاف برجسته‏اى مى‏طلبد كه یكى از آنها مردمى بودن و آشنایى با حقوق محرومان است . كسى كه مى‏خواهد دین آسمانى او جاودانه بماند و براى هر قوم و ملتى و در هر عصر و زمانى به كار آید لازم است كه خود با ریشه‏هاى ناعدالتى و فقر و محرومیت از نزدیك تماس داشته باشد تا در بلنداى تاریخ بتواند نداى عدالت‏ خواهى و محرومیت زدایى را به گوش جهانیان برساند . قرآن با یادآورى دوران مشقت‏ بار و سخت زندگى پیامبرصلى الله علیه و آله به آن حضرت سفارش مى‏كند كه: « فاما الیتیم فلا تقهر. واما السائل فلا تنهر» ( ضحى/9، 10) ؛ یتیم را از خود دور نكن و درخواست كننده را از خود مران .

رسول خدا صلى الله علیه وآله در هنگام هجرت به مدینه نیز در مقابل فریادهاى دعوت دهها نفر از اهالى مدینه، در زمینى كه به یتیمان تعلق داشت فرود آمد و كانون اسلام را در همانجا متمركز نمود كه بعدها به مسجدالنبى و مركز حكومت اسلامى تبدیل شد و تصمیمات مهم جهان اسلام در همانجا اتخاذ گردید

صبر و بردبارى

گذرى كوتاه به تاریخ پیامبران الهى نشان مى‏دهد كه آنان در راه اعتلاى كلمه توحید و انجام رسالت ‏خویش با سخت ترین موانع روبرو بوده‏اند، همچنان كه امام صادق‏علیه السلام فرمود: «ان اشد الناس بلاء الانبیاء (3)؛ همانا كه انبیاء الهى سخت ترین گرفتاریها را داشته‏اند .» اما در این میان حضرت خاتم الانبیاء صلى الله علیه وآله بیش از سایر انبیاء در معرض بلاها و آزمایشات سخت قرار گرفت . آن حضرت در این مورد مى‏فرماید: « ما اوذى نبى مثل ما اوذیت(4) ؛ هیچ پیامبرى همانند من مورد آزار و اذیت قرار نگرفت

اما تحمل و بردبارى پیامبر اكرم ‏صلى الله علیه و آله در برابر كوه مشكلات كه از هر سو به آن حضرت روى مى‏آورد و موانع گوناگونى كه هر یك مى‏توانست‏ سد راه اهداف بلند حضرتش باشد، تمام دشمنان و مخالفین سرسخت آن حضرت را به زانو در آورد .

استاد شهید مطهرى‏ رحمة الله در این زمینه مى‏نویسد: « اراده و استقامتش بى‏نظیر بود. از او به یارانش نیز سرایت كرده بود . دوره 23 ساله بعثتش یكسره درس اراده و استقامت است . او در تاریخ زندگى‏اش مكرر در شرایطى قرار گرفت كه امیدها از هرجا قطع مى‏شد، ولى او یك لحظه تصور شكست را در مخیله‏اش راه نداد . ایمان نیرومندش به موفقیت، یك لحظه متزلزل نشد .» (5)

گاهى خداوند متعال براى تقویت روحیه صبر و مقاومت رسول گرامیش مى‏فرمود:« فاصبر كما صبر اولوا العزم من الرسل...‏» ( احقاف/35) ؛ پس صبر و بردبارى‏ پیشه كن، آن گونه كه پیامبران اولوالعزم صبر كردند .

رسول اكرم ‏صلى الله علیه وآله در سخن ارزشمندى پایدارى و مقاومت و اراده آهنین خود را در راه هدف به نمایش گذاشت و هنگامى كه حضرت ابوطالب پیشنهاد مشركین را مبنى بر خوددارى آن حضرت از ابلاغ پیام آسمانى خویش به وى بیان كرد، به عمویش ابوطالب چنین فرمود: « یاعم! والله لو وضعوا الشمس فى‏ یمینى والقمر فى یسارى على ان اترك هذا الامر حتى یظهره الله او اهلك فیه، ماتركته (6) ؛ اى عمو! به خدا سوگند اگر آنان خورشید را در دست راستم و ماه را در دست چپم قرار دهند كه از دعوت آسمانى خود دست ‏بردارم هرگز نخواهم پذیرفت تا این كه یا خداوند دین مرا پیروز كند و یا این كه جانم را در راه آن از دست‏ بدهم

و این چنین بود كه حضرت محمد صلى الله علیه وآله با تحمل مشكلات و صبر و پایدارى توانست دین مبین اسلام را به جهانیان اعلام كند . انواع گرفتاریها و ناملایمات، صدمات جسمى و روحى، قرار گرفتن در معرض انواع اتهامات از قبیل: ساحر، مجنون، آشوبگر و سایر موانع راه پیامبر، با دو عامل ایمان به هدف و استقامت و پشتكار در راه رسیدن به آن، قابل تحمل بود .

امیرمؤمنان على‏علیه السلام در این مورد مى‏فرماید: « اشهد ان محمدا عبده و رسوله دعا الى طاعته و قاهر اعداءه جهادا عن دینه، لایثنیه عن ذلك اجتماع على تكذیبه و التماس لاطفاء نوره (7) ؛ گواهى مى‏دهم كه محمد صلى الله علیه وآله بنده و پیامبر اوست، انسان ها را به عبادت خداوند دعوت نمود و با دشمنان خدا در راه دین او پیكار نمود و مغلوبشان كرد . هرگز همداستانى دشمنان كه او را دروغگو خواندند، او را (از آن دعوت به حق و كوشش در راه استقرار دین اسلام) باز نداشت و تلاش آنان براى خاموشى نور رسالت نتیجه نداد

عبودیت

بندگى و خضوع در مقابل حق، فضیلتى ستودنى است كه قرآن بارها بر این صفت زیباى محمدى‏ صلى الله علیه و آله اشاره دارد . خداوند متعال پیامبر گرامى‏اش را با وصف بندگى - كه تمام اوصاف والاى حضرت خاتم الانبیاء صلى الله علیه و آله را تحت الشعاع قرار داده - یاد مى‏كند و رسول گرامى اسلام نیز به عبودیت ‏خود در پیشگاه حق همیشه افتخار مى‏كرد .

به چند نمونه از آیاتى كه حضرت رسول‏ صلى الله علیه وآله را با صفت والاى عبودیت توصیف مى‏كند اشاره مى‏كنیم:

- « وان كنتم فى ریب مما نزلنا على عبدنا فاتوا بسورة من مثله... ‏»( بقره/ 23) ؛ و اگر در آنچه كه به بنده خودمان نازل كرده‏ایم شك دارید، یك سوره همانند آن را بیاورید .

- « ... ان كنتم آمنتم بالله و ما انزلنا على عبدنا یوم الفرقان ...» ( انفال/ 41) ؛ اگر به خدا و به آنچه كه بر بنده خود در روز جدایى [حق از باطل] نازل كرده‏ایم ایمان آورده‏اید ... .

- « تبارك الذى نزل الفرقان على عبده لیكون للعالمین نذیرا» ( فرقان/1) ؛ بزرگوار و پر بركت است آن خداوندى كه قرآن را بر بنده [خاص] خود نازل كرد تا بیم دهنده جهانیان باشد .

- « فاوحى الى عبده ما اوحى‏»( النجم/10) ؛ [در شب معراج] آنچه را كه وحى كردنى بود به بنده‏اش وحى نمود .

پیامبر گرامى اسلام ‏صلى الله علیه وآله آنچنان شیفته عبادت و بندگى در بارگاه ربوبى بود كه گاهى خود را فراموش مى‏كرد و از خود بی خود مى‏شد، تا این كه آیه نازل شد: « طه! ما انزلنا علیك القرآن لتشقى‏»؛ طه! ما قرآن را بر تو نازل نكردیم كه این قدر به زحمت و مشقت‏ بیافتى .

مرحوم فیض كاشانى در ذیل این آیه مى‏نویسد: پیامبر اكرم‏ صلى الله علیه وآله آنچنان در عبادت الهى حریص بود كه از كثرت عبادت پاهاى مباركش متورم شده بود، تا این كه خداوند متعال این آیه را فرستاد .

امام باقرعلیه السلام مى‏فرماید: روزى یكى از همسران آن حضرت به وى گفت: یا رسول‏الله! چرا به خود اینقدر زحمت مى‏دهى، در حالی كه یك بنده آمرزیده هستى .

پیامبرصلى الله علیه وآله پاسخ داد: «اولا اكون عبدا شكورا (8) ؛ آیا بنده شكرگزارى نباشم

خداوند متعال در برخى از آیات براى عبادت و بندگى پیامبر گرامى‏اش چنین رهنمود مى‏دهد: « اقم الصلوة لدلوك الشمس الى غسق اللیل و قرآن الفجر ان قرآن الفجر كان مشهودا. و من اللیل فتهجد به نافلة لك عسى ان یبعثك ربك مقاما محمودا» ( اسراء/78 و79 )؛ نماز را از زوال خورشید (هنگام اذان ظهر) تا نهایت تاریكى شب (نیمه شب) به پای دار؛ و همچنین قرآن فجر( نماز صبح) را؛ زیرا قرآن فجر مورد شهادت [فرشتگان شب و روز] است . و پاسى از شب را [از خواب برخیز و قرآن و نماز بخوان و] عبادت كن . این یك عمل نافله براى توست . امید است كه خداوند متعال تو را به این وسیله به مقامى محمود ( و در خور ستایش) برانگیزد

عدالت‏ خواهى

عدالت ‏خواهى یكى از مهمترین اهداف بعثت پیامبران الهى است . خداوند متعال در سوره حدید مى‏فرماید: « لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الكتاب والمیزان لیقوم الناس بالقسط‏ ...»(حدید/ 25) ؛ ما فرستادگان خود را با دلایل روشن فرستادیم و با آنان كتاب آسمانى و میزان نازل كردیم تا مردم به عدالت قیام كنند .

همچنین خداوند متعال از زبان پیامبر گرامى اسلام در سوره شورى مى‏فرماید: « ... وامرت لاعدل بینكم‏ ...»( شورى/15) ؛ من براى اجراى عدالت در میان شما مامور شده‏ام .

و در آیات متعددى قرآن از عدالت‏ خواهى پیامبر اكرم ‏صلى الله علیه وآله كه یكى از اهداف بعثت آن حضرت نیز مى‏باشد سخن گفته و مردم را به تبعیت از آن بزرگوار ترغیب و تشویق مى‏كند .

عدالت ‏طلبى در تمام زوایاى زندگى انسان نقش دارد و گستره آن به گفتار و رفتار و روابط انسان، معاملات، خانواده، دوستان، فرزندان، همكاران و حتى سایر ملل نیز كشیده مى‏شود . قرآن كریم مى‏فرماید: « واذا قلتم فاعدلوا» ( انعام/152) ؛ و هنگامى كه سخنى مى‏گویید، عدالت را رعایت نمایید . پیامبر اكرم ‏صلى الله علیه وآله آنچنان به این مسئله حیاتى اهمیت مى‏داد كه حتى در نگاه كردن به دیگران عدالت را رعایت مى‏نمود . امام صادق‏علیه السلام مى‏فرماید: «كان رسول الله یقسم لحظاته بین اصحابه فینظر الى ذا و ینظر الى ذا بالسویة (9) ؛ رسول خدا صلى الله علیه وآله نگاه خود را در میان اصحاب به طور مساوى تقسیم مى‏كرد، گاهى به این و گاهى به آن دیگرى به طور مساوى نگاه مى‏كرد

پیامبر اكرم ‏صلى الله علیه و آله در یك منشور جهانى، عدالت‏ خواهى و تساوى حقوق انسان ها را در جوامع اعلام كرد و ملاك احترام به حقوق بشر را معین نمود . آن منادى راستین عدالت و آزادى هنگامى كه مشاهده كرد یكى از اصحاب عرب وى، سلمان فارسى را به خاطر غیر عرب بودن تحقیر مى‏كند، در كلمات حكیمانه و معروفى فرمود: « ان الناس من عهد آدم الى یومنا هذا مثل اسنان المشط، لا فضل للعربى على العجمى ولا للاحمر على الاسود الا بالتقوى (10) ؛ همه مردم از زمان حضرت آدم تا به امروز همانند دانه‏هاى شانه [مساوى و برابر] هستند . عرب بر عجم و سرخ بر سیاه برترى ندارد مگر به تقوى

پیامبر اسلام در اجراى قانون عادلانه الهى اهتمام خاصى داشت و اگر كسى از آن حضرت تقاضاى غیرقانونى و غیراصولى مى‏كرد، شدیدا ناراحت مى‏شد . هنگامى كه بعضى از همسران آن حضرت بعد از جنگ احزاب در مورد تقسیم غنایم جنگى از آن بزرگوار تقاضاى غیرمعقول و خلاف عادت كردند، آن بزرگوار ناراحت‏ شد و 29 روز تمام از آنان فاصله گرفت . خداوند متعال نیز به این مناسبت آیاتى را بر آن حضرت نازل كرد و خطاب به پیامبرصلى الله علیه وآله فرمود: « یا ایها النبى قل لازواجك ان كنتن تردن الحیوة الدنیا و زینتها فتعالین امتعكن واسرحكن سراحا جمیلا»( احزاب/ 28) ؛ اى پیامبر! به همسرانت ‏بگو: اگر شما زندگى دنیا و زرق و برق آن را مى‏خواهید، بیایید [با هدیه‏اى] شما را بهره ‏مند سازم و شما را به طرز نیكویى رها سازم . (11)

و به این ترتیب پیامبر اكرم ‏صلى الله علیه وآله حتى به نزدیكترین افراد خانواده‏اش نیز اجازه نداد از قانون الهى تخطى كنند و عدالت اجتماعى را در حكومت اسلامى آن حضرت خدشه‏ دار سازند .




نوع مطلب : معصومین(ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
جمعه 13 مرداد 1396 08:09 ب.ظ
Simply want to say your article is as amazing.
The clearness on your put up is just cool and i could think you're
a professional in this subject. Fine with your permission let
me to take hold of your RSS feed to keep updated
with impending post. Thanks 1,000,000 and please continue the gratifying
work.
سه شنبه 29 فروردین 1396 03:49 ق.ظ
When someone writes an paragraph he/she keeps the
image of a user in his/her brain that how a user can be aware
of it. Therefore that's why this piece of writing is outstdanding.

Thanks!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی