تبلیغات
یار خدا - صفویه
 
یار خدا
ز گهواره تا گور دانش بجوی
دوشنبه 7 اسفند 1391

صفویه

تاریخ تشکیل حکومت صفوی سال 907 قمری است زمانی که شاه اسماعیل پس از جنگ با دو رقیب سرسخت خود یعنی شروان شاه و پدر و جدش ، الوند میرزای آق قویونلو و شکست آن دو به پیروزی بزرگی دست یافت و موفق به تاسیس این سلسله شد .

در آغاز تاسیس حکومت صفویه به دست شاه اسماعیل اگر چه از یک سو برخی از مناطق از قبیل قم، کاشان، طبرستان، ری و بیهق مرکز تجمع تشیع به شمار می رفته است .[1]

 و از سوی دیگر ، از دو قرن پیش ، به سبب گسترش توجه مردم به محبت امیرالمومنیت (ع) و خاندان وی این دوستی با پیروی از مذهب تسنن ناسازگار نبود.

 اما اکثریت مردم ایران پیرو مذهب اهل سنت بودند . از این رو یکی از پیامدهای مهم به قدرت رسیدن دولت صفوی به رهبری شاه اسماعیل گسترش تشیع در قالب تشکیل دولت شیعی فراگیر بود. بدین منظور شاه اسماعیل با شمشیر آخته و با اعلام تبری از خلفای سه گانه از مردم خواست که لعن و سب آنان رامعمول دارند.

 و قزلباشان مامور شنیدن لعن و نفرین و گرفتن تبری از مردم شدند. [2] البته علت انتخاب این مذهب و آنین اجباری به یقیب روشن نیست در برخی از گزارش های مروخان عهد صفوی اعتقاد قلبی اسماعیل به مذهب شیعه و رسالت مذهبی او دلیل این انتخاب دانسته  شده است.

اما مورخان و تحلیل گران معاصر انگیزه های دیگری را برای این اقدام شاه اسماعیل بیان کرده اند

1 -  آنکه شاه اسماعیل با این امر ، توان یک ایدئولوژی پویا [3] را به دولت جدید بخشید و به آن این قدرت را داد که بر مشکلات اولیه فایق آید و شرایط برو رفت کشور را از بحران های جدی ای که حکومت صفوی پس از مرگ شاه اسماعیل در سال 930 با آن روبه رو شد فراهم آورد.[4] دیگر آنکه شاه اسماعیل تشیع را عامل مناسبی برای کسب هویت سیاسی و ارضی متمایز کردن قلمرو خو از همسایگان سنی یعنی عثمانی، بزرگ ترین قدرت جهان اسلام در قرن دهم و ازبک به حساب آورد.[5]

دولت صوفی با تلفیق و بهر گیری از سه عنصر،

1 _  نمایندگی اما دورازدهم(عج) فره ایزدی یا سلطنت الهی

2 - که بر اساس آن سلطان سایه خدا بر زمین است.

3 _ طریقت صفوی مبتنی بر رابطه مرید و مرادی میان شاه و سپاهیان شالوده های قدرت خود را استحکام بخشید.[6] و موفق به تشکیل نخستین دولت فراگیر ایران پس از اسلام شد.

درباره عنصر دوم بایدگفت : یکی از عناصر و عواملی که به استحکام و استقرار حکومت صفوی کمک کرد و سبب شد که شاه در بلاترین جایگاه قدرت قرار گیرد. اعتقاد به الهی بودن وجود پادشاه صفوی و اینکه آنان سایه خدا بر زمین اند بود. این باور به تدریج چنان در ذهن مردم جای گرفت که آنان فرمان بری از شاهان صفوی را واجب و سرپیچی از فرامینشان را گناهی نابخشودنی می دانستند. شاردن جهان گرد فرانسوی درباره دیدگاه و باور ایرانیان نسبت به پادشاهان صفوی گفته است:

ایرانیان صادقانه فرمان های پادشاه خود را واجب الاطاعه می دانند و به رضا و غبت فرمان میبرند و به تحقیق می توان بارو کرد مردم ایران مطیع ترین ملت نسبت به پادشاه خود می باشند.

 آنان چنین گمان می کنند که همه سلاطین به طبع بیدادگر و خود رای اند و باید به همین چشم به آنان نگریست و فرمان های  آنان را اگر چه بر خلاف عدل باشد . به شرط اینکه با احکام شرع مخالفت نداشته باشد به ناچار باید پذیرفت آنا بر این باورند که ستمگری لازمه پادشاهی است.

یکی از حوادث مهم عصر حکومت صفوی سوگواری و مرثیه سرایی برای سالار شهیدان(ع) بوده

سوگواری و مرثیه سرایی برای سالار شهیدان(ع) در زمان معصومین(ع) رایج بوده و همچنین بر تداوم آن توصیه شده است.

 بزرگان دین نیز همواره شیعیان را بر ادامه این امر مقدس توصیه می فرمودند؛ اما این كه آیا عزاداری مرسوم زمان ما از همان ابتدا و از عصر امامان معصوم(ع) بوده یا پس از آن رایج شده است، به نظر می رسد كه بعضی از شیوه های عزاداری، به ویژه تعزیه خوانی ها، بعد از ائمه(ع) به وجود آمده است.

 چنانكه پترچلكووسكی در این زمینه می گوید: مراسم محرم حمایت و تشویق دربار صفوی را جلب كرد. یادكرد شهادت امام حسین(ع) به صورت عملی میهن پرستانه درآمد. گزارش‌های متعددی از اجتماعات مزبور، كه اكثرا توسط فرستادگان سیاسی اروپا، مبلغان، بازرگانان و سیاحان به ثبت رسیده، از اشخاصی سخن

 می‏گویند كه ملبس به جامه های رنگارنگ بوده، به طور منظم پیاده روی می كردند، یا سوار بر اسب ها و شترها، آفریننده وقایعی بودند كه به واقعه حزن انگیز كربلا ختم می شد. نبردهای ساختگی توسط صدها تن از عزاداران ملبس به جامه های همگون و مسلح به تیر و كمان و شمشیر و سلاح های دیگر، به طور آهسته بازی می شد. سراسر نمایش با سوگ نوا همراهی می شد و تماشاگران كه در امتداد گذرگاهها صف می كشیدند، بر سینه می زدند و در حالی كه دسته عزا از كنارشان رد می شد، فریاد می زدند: "حسین، حسین، یا شاه شهیدان حسین".(1)

هرچند برخی، تاریخ شروع عزاداری به این سبك را به دوره حكومت آل بویه نسبت داده اند، ولی روضه خوانی یا قرائت كتاب "روضه الشهدا" و كتاب های مشابه بر روی منبر، از دوره صفویه شروع شد.(2) در همان زمان كه مراسم محرم در دوره صفویه رشد و توسعه می یافت، و شكل مهم و معروف دیگری از نمایش مذهبی پدید آمد كه نقل نمایشی زندگی و اعمال، رنج و مرگ شهیدان بود. موضوع این نمایش در اساس- هر چند هم اندك- همیشه در ارتباط با واقعه كربلا بود، این داستان ها از كتاب فارسی به نام "روضه الشهدا" یا بهشت شهیدان، گرفته می شد و از اوایل سده شانزدهم در میان شیعیان به گونه ای گسترده، انتشار یافت.

 درباره مراسم تعزیه خوانی و عزاداری در دوره صفویه، ژان كالمار می‌نویسد: تجدید خاطره فاجعه كربلا به صورتی كه در زمان صفویه جانی تازه گرفت، دنباله سنتی قدیمی از آداب مذهبی است؛ مانند بقاع شهیدان كربلا، سینه زنی و روضه خوانی در روز عاشورا و در دهه اول محرم، كه به وسیله مسلمانانی كه گرایش های عقیدتی گوناگون دارند اجرا می شده است، .... موضوع گرفتن انتقام امام حسین(ع) كه از دیرباز بخش اعظم تجدید خاطره فاجعه كربلا حكم فرما بوده و شاه اسماعیل- بنیانگذار سلسله صفوی- از آن برای تبلیغ و پیشبرد كارهای خود استفاده كرد.(3)

ژان كالمار، قسمت بیشتری از تحولات عزاداری را به سنت های دیرینه ایران مربوط می داند و چنین  

می‏نویسد: به عقیده من قسمت اعظم این تحول، صرف نظر از جنبه و عقیدتی آن، تحت تأثیر سنت های به وجود آمده است كه ریشه های ژرف نزد ایرانیان دارد و حتی صورت منقح تر نمایشی، مصائب روحانی را موجب گردیده است.(4)

مطلبی كه قابل توجه است این كه چون قبل از صفویه عزاداری به این سبك رایج نبوده و با جلوس شاه اسماعیل بر تخت سلطنت و چند ماه بعد از آن، تألیف كتاب روضه الشهدا در تبریز به پایان رسید كه مجموعه روایات رثایی و حماسی و دینی تركی و فارسی را درباره فاجعه كربلا و یادآوری آن و انتقام گیری، به زبان فارسی درآورد؛ پس در اینجا هم مانند برخی جاهای دیگر، خود را در برابر موقعیتی تناقض آمیز می بینیم كه در آن ایران شیعی، مصیبت نامه كربلا را به یك صوفی از سلسله «نقش بندی» مدیون است كه مسلما به تقیه متصفش كرده اند و احتمالا مردی از اهل تسنن بوده كه در محافل صوفی گری و فتوت، هر چه بیشتر، اهل بیت و شهیدان كربلا را محترم می شمرده است.(5)

در این جا روشن می شود كه با توجه به خلأ فرهنگی دوران صفویه، سرودن شعر در مدح و رثای ائمه و شهدای كربلا، برای شاعران افتخاری بس بزرگ محسوب می شد. حتی می توان گفت كه احتمالاً اگر محركی مانند هفت بند محتشم كاشانی، كه در گسترش بعدی ذكر مصائب تأثیر بسزایی داشته نمی بود، تعزیه خوانی به جای مهمی نمی رسید.

در دهه های آخر قرن دهم، شاهد رواج مراسم عزاداری ماه محرم، بیشتر در مراكز شهری شیعی هستیم، در كنار عزایی عمومی كه می رود تا بیستم و حتی بیست و هشتم صفر نیز به طول انجامد، به موازات این امر روضه خوانی گسترش می یابد و از قرن یازدهم موجب افزایش خیرات برای جمع بسیاری كه به این مجالس روی می آورند، موجب افزایش خیرات می گردد؛ علاوه بر این، با این كه هیچ اطلاعی متكی بر ارقام در دست نیست، پس از آن كه در نیمه دوم قرن یازدهم تدارك چشم گیری برای برگزاری عزای حسینی و تعزیه های سیار آغاز می شود، حمایت رسمی از این مراسم باید كسب اهمیتی كرده باشد.(6)

با روی كار آمدن دولت صفویه و درآوردن مملكت به صورت كشوری شیعه و مقتدر تأثیری فراوان بر آینده آیین سوگواری محرم گذارد، به گونه ای كه تظاهرات شكوهمند شیعیان در محرم هر سال، در نشر و اشاعه مذهب تشیع در فلات قاره ایران، مساعدت فراوانی كرد. در این زمان كتاب «روضه الشهدا» به رشته تحریر درآمد و قوه محركه ای شد برای پیدایش مراسم محرم كه از بطن آن، سبك تازه ای از فعالیت به نام روضه خوانی با قرائت «روضه الشهدا» به وجود آمد. دو قرن و نیم بعد، این سبك به منزله رشته ای كه به وسیله آن، اشعار غنایی و متون و نمایش های تعزیه به هم بافته شدند.(7)

از آن چه گذشت چنین برمی آید كه عزاداری به سبك موجود، از صدر اسلام نبوده، بلكه بیشتر از دوران صفویه به وجود آمده است، هرچند عده ای بر این باورند كه منشا آن از زمان آل بویه می باشد؛ رواج سبك عزاداری صفویه می تواند به این دلیل باشد كه

اولا: دولت روی كارآمده، شیعی بوده، تمام امكانات را در دست داشته است.

ثانیا: بیشتر مردم شیعه بودند و ترویج نهضت حسینی و بیان مظلومیت های آن حضرت و اهل بیت و یارانش را می خواستند، بنابراین دو عامل یادشده در شكل گرفتن سبك موجود، نقش اساسی داشتند.

از سوی دیگر عزاداری به این سبك، تازه و نو بوده است و كارشناسان فرهیخته و زبردست و آگاه، برعملكرد آنها نظارت نداشتند؛ از این رو در ضمن كارهای صورت گرفته، مواردی نیز افزوده شد و مورد حمایت دولت صفوی قرار گرفت.

(1) - تعزیه هنر بومی پیشرو ایران، پترچلكووسكی، ترجمه: داود خاتمی، ص10-11، تهران: شركت انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ اول، سال 1367شمسی.

(2) - تعزیه هنر بومی پیشرو ایران، پترچلكووسكی، ترجمه: داود خاتمی، ص11، تهران: شركت انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ اول، سال 1367شمسی.

(3) - فتوت نامه سلطانی، مقدمه، ص95، تهران: چاپ محجوب، سال 1350شمسی.

(4) - پترچلكووسكی، ص164؛ اخلاص كامل به امام حسین(ع)، ژان كالمار، پاریس: بی تا، 1354شمسی، 1975م.

(5) - پترچلكووسكی، ص165؛ اخلاص كامل به امام حسین(ع)، ژان كالمار، همان.

(6) - پترچلكووسكی، همان، ص165-166.

(7) - پترچلكووسكی، ص165؛ اخلاص كامل به امام حسین(ع)، ص366.



[1]  - رسول جعفریان تاریخ تشیع در ایران از آغاز تا طلوع دولت صفویه ص 173 به بعد

 

 [2]  - مجهول عالم آرای صفوی با اهتمام یدالله شکری ص 64 ، 65 راجر سیوری ایران عصر صفوی ترجمه کامبیز عزیزی ص 27

 ایران عصر صفوی ص 32 [3]

[4]  همان ص 28

[5]  ایران عصر صفوی ص 29

 

[6]  - ایران عصر صفوی 29

نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی